باورهای مثبت

زندگی بدون عزت نفس ما را در شرایط نامطلوب قرار می‌دهد. عزت نفس یک نیاز اولیه برای همه انسان‌ها و وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف است.

زیرا واقعیت‌هایی وجود دارند که اجتناب از آن‌ها ممکن نیست. یکی از این واقعیت‌ها اهمیت عزت نفس است. ما هرگز نمی‌توانیم نسبت به رشد و تعالی خودمان بی‌توجه باشیم.

می‌توان از اهمیت این موضوع فرار کرد و طفره رفت، برویم جلوی تلویزیون بنشینیم و به اخبار گوش دهیم یا گوشی تلفن را برداریم و با دوستمان صحبت کنیم. ما آزادیم که اهمیت این مسئله را درک کنیم یا نکنیم. اما اگر دومی را انتخاب کردیم باید عواقبش را هم بپذیریم.

زیرا شرایط زمانه ما ایجاب می‌کند برای موفقیت و خوشبختی شخصیتی قدرتمند داشته باشیم و این مهم با شناختی روشن از هویت و ارزش‌های خودمان به دست می آید.

عزت نفس

عزت نفس چه تعریفی دارد؟

عزت نفس چیزی به‌مراتب بیش از احساس خود ارزشمندی است. به عبارتی عزت نفس یعنی:

  • اعتماد به توانایی‌های خود در اندیشیدن و کنارآمدن با چالش‌های زندگی است؛
  • اعتقاد به حق خود برای شادبودن، ارزشمندبودن، شایسته‌بودن، رسیدن به خواسته‌ها و نیازها است؛
  • اعتمادکردن به ذهن و دانستن این است که هرکسی شایسته خوشبختی است.

آیا اعتماد به نفس و عزت نفس دو مفهوم یکسان هستند؟

اغلب عزت نفس را با اعتماد به نفس برابر می‌دانند. هرچند این دو موضوع با هم قرابت زیادی دارند. اما افرادِ دارای اعتماد به نفس بالا، لزوماً از عزت نفس بالایی برخوردار نیستند.

عزت نفس یعنی اینکه خودتان را چگونه می‌بینید و چه تصوری از خودتان دارید. به عبارتی عزت نفس یعنی اینکه خودتان را چقدر دوست ‌دارید؟

این احساس مستقیماً بر روابط فردی و اجتماعی شما اثر می‌گذارد. عزت نفس از تجارب زندگی، به‌ویژه در سنین پایین، پدید می‌آید.

افرادی که از عزت نفس کافی برخوردارند، معمولاً برای اینکه درباره‌ خود حس خوبی داشته باشند، به پست و مقام، شهرت یا پول احساس نیازی نمی‌کنند و به دستاویزهایی همچون مواد مخدر یا رفتارهای پرخطر متوسل نمی‌شوند.

از سوی‌ دیگر، افراد دارای اعتماد به نفس زیاد حاضرند با چالش‌ها و مسئولیت‌های جدید مواجه شوند. این افراد قادرند به مصاف موقعیت‌های دشوار بروند و در برابر مسائل، به خود تردیدی راه نمی‌دهند.

عزت نفس

عزت نفس چه نقشی در زندگی ما ایفا می‌کند؟

میزان عزت نفس ما روی همه جنبه‌های وجودی ما اثر می‌گذارد. طرز رفتار ما در محیط کار با مردم، اینکه چگونه با همسرمان، فرزندمان یا دوستان خود ارتباط برقرار می‌کنیم؛ همه متأثر از عزت نفس ما هستند.

رابطه مثبتی بین عزت نفس سالم و بسیاری از ویژگی‌هایی که روی خوشبختی ما اثر می‌گذارند وجود دارد. بین عزت نفس بالا و استقلال، خلاقیت، واقع‌گرایی، انعطاف‌پذیری، بیان اشتباهات و پذیرش آن‌ها و خیرخواهی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

از سوی دیگر عزت نفس پایین به رفتارهایی چون بی‌توجهی به واقعیت‌ها، ترس، سرکشی‌های نامعقول و رفتارهای تدافعی منجر می‌شود.

هرچه عزت نفس بیشتری داشته باشیم، برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی ما به وجود می‌آید، آمادگی بیشتری داریم. در پس از هر سقوطی سریع‌تر می‌توانیم روی پای خود بایستیم و دوباره از نو شروع کنیم.

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد، میل به ابراز وجود ما بیشتر می‌شود. هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد ارتباطات ما صادقانه‌تر و بهتر می‌شوند. از این رو با اشخاص روابط سالم‌تری خواهیم داشت. زیرا همانندها، همدیگر را جذب می‌کنند. به عبارتی ما با کسانی راحت‌تر کنار می‌آییم که عزت‌نفس آنها در سطح عزت نفس ما باشد.

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد به دیگران احترام بیشتری می‌گذاریم و با آن‌ها رفتارهای منصفانه‌تری خواهیم داشت. زیرا آن‌ها را تهدیدی برای خودمان نمی بینیم و سرانجام با عزت نفس بیشتر بدخواه دیگران نمی‌شویم. ترس «مورد بی‌اعتنایی واقع‌شدن» نداریم و نگران تحقیر و خیانت دیگران نخواهیم بود.

اما باید توجه کنید که عزت نفس یک نعمت یا ویژگی ذاتی نیست که به طور مادرزادی آن را داشته باشم؛ بلکه کیفیتی است که باید آن را طی زمان به دست بیاوریم.

اگر به ذهن و قضاوت خودمان اطمینان کنیم، زندگی بهتری خواهیم داشت. با آگاهی کمتر به آنچه هستیم و نیاز داریم پایداری کمتری در برابر مشکلات خواهیم داشت.

در بررسی‌های به‌عمل‌آمده اشخاصی که عزت نفس بیشتری دارند در برابر مشکلات مقاومت بیشتری نشان می‌دهند و هر کس مقاومت بیشتری داشته باشد، موفقیت‌های بیشتری خواهد داشت.

این مقاله را هم نیز بخوانید:  چگونه اعتماد به نفس خود را ارتقاء دهیم؟ 

 

عزت نفس

عزت نفس از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

عزت نفس از عوامل بیرونی و درونی بسیاری سرچشمه می‌گیرد. عوامل درونی عواملی هستند که از درون ذهن آدمی نشآت می‌گیرند یا خود شخص آن‌ها را ایجاد می‌کند. مثل نقطه‌نظرها، باورها، اعمال و رفتار ما.

عوامل بیرونی همان عوامل محیطی هستند. مثل پیام‌هایی که به صورت کلامی و غیرکلامی انتقال پیدا می‌کنند یا تجربه‌هایی که به وسیله پدر، مادر، آموزگاران و اشخاص مهم زندگی ما به وجود می‌آیند.

برخی تصور می کنند عزت نفس تابع موقعیت خانواده‌ای است که در آن متولد شده‌ایم. مثلا اگر موقعیت خانواده‌ای از نظر سطح طبقاتی جامعه بالا باشد، به این معناست که فرزندان آن خانواده از عزت نفس بالایی برخوردار هستند و بالعکس.

در حالی که این باور اصلا درست نیست. زیرا این‌ها ارزش‌هایی هستند که گاهی افراد برای اجتناب از مسئولیتی که در قبال عزت نفس خودشان دارند به آن متوسل می‌شوند و منابع کاذبی برای این موضوع هستند.

ارکان اصلی عزت نفس

۱- خودپذیری

خودپذیری ارتباط بسیار نزدیکی با عزت نفس دارد. خود پذیربودن یعنی رابطه مخرب با خود را کنار بگذاریم. برای مثال ممکن است امروز حوصله سر کار رفتن را نداشته باشید؛ خودپذیری یعنی «می‌توانم این احساسم را درک کنم، بیان کنم، بپذیرم و سرکار بروم. این‌گونه با ذهن بازتری سرکار خواهم رفت؛ زیرا روزم را با فریب خودم شروع نکرده‌ام.»

اغلب، وقتی احساسات منفی‌مان را به طور کامل می‌پذیریم، بهتر می‌توانیم با آن‌ها کنار بیایم و از شر آن‌ها خلاص شویم. خودپذیری یعنی این‌که به هر احساسمان بگوییم «این احساس من است، احساسی نیست که لزوماً آن را دوست داشته باشم. اما من آن را ابراز می‌کنم و می‌پذیرم».

از این رو خودپذیری مستلزم محبت است؛ یعنی باید خودمان را دوست داشته باشیم.

عزت نفس

۲- مسئولیت در قبال خود

برای آن­که احساس کنیم شایسته زندگی و خوشبختی هستیم باید بتوانیم بر زندگی خود مسلط باشیم. کسی که در زندگی خود احساس مسئولیت می‌کند، نشان می‌دهد که عزت نفس دارد. قبول مسئولیت در قبال خود یعنی من:

  • من مسئول تحقق خواسته‌های خودم هستم؛
  • من مسئول انتخاب‌ها و اعمال خودم هستم؛
  • من مسئول روابط خودم با دیگران هستم؛
  • من مسئول اولویت‌ها زندگی خودم هستم؛
  • من مسئول انتخاب ارزش‌هایی هستم که برای زندگی خودم انتخاب می‌کنم؛
  • من مسئول خوشبختی خودم هستم؛

عزت نفس

۳- قاطعیت و ابراز وجود

ابراز وجود یعنی احترام گذاشتن به خواسته‌ها، نیازها و ارزش‌های خود. ابراز وجود کردن هرگز به معنی مشاجره، ستیزه‌جویی و پرخاشگری با دیگران نیست. به این معنا نیست که فقط به حقوقم خودم فکر کنم و نسبت به حقوق دیگران بی‌تفاوت باشم. به این معناست که به خود به‌عنوان یک انسان احترام می‌گذارم.

در حقیقت ابراز وجود به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است.

۴- زندگی هدفمند

زندگی هدفمند به این معنی نیست که به خود فرصت استراحت ندهیم. به این معنا نیست که آرامش خود را در نظر نگیریم. تفریح یا فعالیت‌های دیگری نداشته باشیم.

منظور این است که اقداماتمان آگاهانه باشد و بدانیم پرداختن به کدام فعالیت برای ما مناسب است. از این رو زندگی هدفمند مستلزم نظم و انضباط شخصی است.

عزت نفس

سخن پایانی

هر پیشرفتی در زمینه هایی که به آن اشاره کردیم به ارتقاء سطح عزت نفس شما کمک می‌کند. به همین دلیل به کامل‌شدن نیازی نیست؛ بلکه کافی است تا سطح عملکرد خودمان را با اقدامات کوچک، افزایش دهیم.

زیرا اقدامات بزرگ ممکن است در ابتدا غیرعملی به نظر برسند؛ این در حالی است که اقدامات کوچک‌تر عملی‌تر هستند. همواره به این نکته توجه کنید که زندگی کوتاه است. قدر آن را بدانید و تلاش کنید خود را به بالاترین سطح توانمندی برسانید.

/ انتهای مقاله

2 دیدگاه

  1. moradi7887 آذر ۱۳, ۱۳۹۷

    عالی بود 👌

  2. صادق عباسی اردیبهشت ۳, ۱۳۹۸

    سلام
    موافقم با اینکه از کارهای کوچیک کوچیک شروع کنیم
    تمام فکرهای بزرگ اول با یک کار کوچیک شروع می شوند
    ممنونم از مقاله خوبتون

یک دیدگاه بگذارید

دیدگاه شما بعد از بررسی توسط مدیر سایت بر روی سایت قرار خواهد گرفت